روزى سوراخ كوچكی در يك پیله ظاهر شد .شخصی نشست و ساعتها تقلاى پروانه براى بیرون آمدن از سوراخ كوچك پیله را تماشا كرد.
آنگاه تقلاى پروانه متوقف شد و به نظر رسید كه خسته شده و دیگر نمیتواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص مصمم شد به پروانه كمك كند و با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد كرد. پروانه بهراحتی از پیله خارج شد.
اما جثه اش ضعیف و بالهایش چروكیده بود. آن شخص به تماشاى پروانه ادامه داد. او انتظارداشت پَرِ پروانه گسترده و مستحكم شود و از جثه او محافظت كند.
اما چنین نشد!...
در واقع پروانه ناچار شد همه عمر را روى زمین بخزد و هرگز نتوانست با بالهایش پرواز كند. آنشخص مهربان نفهمید كه محدودیت پیله و تقلا براى خارج شدن از سوراخ ریز را خدا براىپروانه قرار داده بود تا به آن وسیله ، مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به اوامكان پرواز دهد.
...گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم.
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم آذر ۱۳۸۹ ساعت 13:54 توسط MAJID DOKHANCHI
|